هشدار اندیمشند برجسته آمریکایی
میتوان استدلال کرد که اسرائیل و آمریکا بهدلایل زیر – که شما اشاره نکردید – حمله نخواهند کرد:
۱. ضربهٔ سنگین و تجربهٔ عملی ایران
در نوبت قبلی، ایران ضربهٔ سنگینی به اسرائیل وارد کرد؛ بهطوری که بخش بزرگی از سامانههای دفاع هوایی اسرائیل مصرف یا تضعیف شد و توانایی ایالات متحده برای جبران کامل این کمبود محدود بود. علاوه بر این، طی کمپین موشکی (بالستیک و کروز) ایرانیها تجربهٔ ارزشمندی اندوختند و بسیار هوشمندتر عمل میکنند. هر ارتشی در جریان جنگ فرآیند یادگیری را طی میکند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بنابراین در پایان درگیری قبلی، آنها در شناسایی نقاط ضعف دفاع هوایی اسرائیل و نفوذ موشکها مهارت بیشتری یافته بودند.
۲. ظرفیت ضربهزدن ایران و محدودیتهای جغرافیایی اسرائیل
با تکیه بر تجربه و ذخایر موشکی خود، ایران قادر است در حملهٔ بعدی، اسرائیل را بهطور جدی هدف قرار دهد. اسرائیل کشوری کوچک است و این تصور که بتواند بدون آسیب زدن به خود، ایران را مورد حمله قرار دهد، غیرواقعی بهنظر میرسد.
۳. پیامدهای اقتصادی و فشار بینالمللی (تنگهٔ هرمز)
بسیاری بر این باورند که یکی از دلایل توقف جنگ توسط آمریکا پس از [آن روز]، نشانههایی از قصد ایران برای بستن تنگهٔ هرمز بوده است. عواقب اقتصادی چنین اقدامی، بهویژه با توجه به وضعیت اقتصاد جهانی، میتوانست فاجعهبار باشد. از منظر ایران، پیام واضحی وجود داشت: «اگر میخواهید بازی سختی کنید، ما هم آمادهایم؛ ما میتوانیم به اسرائیل ضربه بزنیم و تنگهٔ هرمز را ببندیم — و اقتصاد جهانی را بهطور جدی متأثر کنیم.» این پیام تاکید دارد که «نابودسازی ایران بدون پرداخت هزینهٔ متقابل ممکن نیست؛ ما همه را وادار به پرداخت هزینه خواهیم کرد، بنابراین بهتر است حمله نکنید.»
خلاصهٔ نهایی: ترکیب ضربهٔ قبلی ایران، تجربهٔ رزمی کسبشده، محدودیتهای دفاعی اسرائیل، و تهدید به بستن تنگهٔ هرمز — همگی دلایلی قویاند که طرفهای مقابل را از آغاز یک حملهٔ تمامعیار باز میدارد.